اولین بار با 50% تخفیف از ما خرید کن!! کد تخفیف: smahdi313

بررسی دلایل عدالت صحابه: آیه کنتم خیر امه

بررسی عدالت صحابه
آنچه در این مقاله می خوانید:

سلام دوباره به تمام سربازان آقا حجه ابن الحسن (عجل‌الله تعالی فرجه)؛

در پست قبل به معنای عدالت و صحابه و اقوال در رابطه با صحابه و تأثیر این نظریه پرداختم،

مقدمه

در این پست قصد دارم به اولین دلیل قرآنی که برای عدالت صحابه استفاده می‌نمایند، یعنی آیه ۱۱۰ سوره آل عمران (کُنتُمْ خَیرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ) بپردازم.

آیه شریفه: کُنتُمْ خَیرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَوْ ءَامَنَ أَهْلُ الْکِتَابِ لَکاَنَ خَیرًا لَّهُم  مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَکْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ[۱] (شما بهترین امتى بودید که به نفع انسانها آفریده شده‏اند؛ (چه اینکه) امر به معروف و نهى از منکر مى‏کنید و به خدا ایمان دارید. و اگر اهل کتاب، (به چنین برنامه و آیین درخشانى،) ایمان آورند، براى آنها بهتر بود! (ولى تنها) عده کمى از آنها با ایمانند، و بیشتر آنها فاسقند.

این آیه را اهل تسنن دلیل برای نظریه عدالت صحابه دانسته‌اند و بر این اعتقادند که این آیه بر این دلالت دارد که امت و اصحاب پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) بهترین و بافضیلت‌ترین امت می‌باشند و بالاترین درجه امت صحابه هستند و بنابراین ناقص کردن آنها جائز نمی‌باشد!

شأن نزول آیه

برای بررسی این آیه ابتدا به شأن نزول آن در کتب تفسیری و روایات می‌پردازیم.

این آیه برای تمامی امت اسلامی نازل نشده است و تنها برای افراد خاصی است.

ابن عباس در تفسیر این آیه می‌فرماید:

کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ قال: هم الذین هاجروا من مکه إلى المدینه.[۲]

«درباره آیه مذکوره» منظور افرادی هستند که از مکه به مدینه مهاجرت کردند.

واحدی هم در کتاب اسباب نزول القرآن درباره این آیه این‌چنین می‌نویسد:

قال عکرمه و مقاتل: نزلت فی ابن مسعود، و أبیّ بن کعب، و معاذ بن جبل، و سالم مولى أبی حذیفه.[۳]

این آیه در شأن ابن مسعود، ابی بن کعب، معاذ ابن جبل و سالم مولی ابی حذیفه وارد شده است.

بنابراین این آیه در شأن تمامی امت و صحابه پیامبر (صلی‌الله علیه و آله)، وارد نشده است، برخلاف اهل تسنن که آن را عمومیت می‌دهند.

بررسی دلیل

اولاً: همان‌طور که بیان شد، این آیه برای تمامی صحابه نیست و عدالت تمام صحابه را اثبات نمی‌کند بلکه برای افراد خاص است، و به‌اصطلاح دلیل اخص از مدعاست.

ثانیاً: برفرض که این آیه عمومیت داشته باشد، عمومیتش مجموعی است نه استغراقی. توضیح آنکه هنگامی‌که مثلاً صفتی را به عام استغراقی نسبت می‌دهیم، یعنی این صفت برای تک‌تک افراد می‌باشد، اما اگر صفتی را به عام مجموعه نسبت دهیم، یعنی ممکن است افرادی از این عام، دارای این صفت نباشد، اما من‌حیث‌المجموع و به‌اصطلاح میانگین و اکثریت، دارای این وصف هستند. این آیه نیز عمومیت مجموعی دارد چرا که اگر عام استغراقی باشد، باید ادعا کرد که مثلاً تک‌تک اصحاب پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) از تک‌تک اصحاب حضرت عیسی (علیه‌السلام) بالاتر هستند! و این ادعای بسیار بزرگی است که قابل اثبات نیست. بنابراین این آیه فضل مجموع امت من‌حیث‌المجموع می‌کند و دلالت بر عدالت تک‌تک صحابه (همان‌طور که اهل تسنن ادعا می‌کنند) نمی‌کند.

ثالثاً: آیه خیر را برای امت پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) اثبات می‌کند، نه عدالت! و بنابراین دلالت بر عدالت ندارد.

رابعاً: مدح این آیه نسبی است، یعنی این امت به نسبت امم قبلی بهتر هستند و به‌صورت مطلق نیست.

خامسا: اگر با این آیه عدالت و حتی نیکی تک‌تک صحابه مقصود باشد، با آیه و روایت ذیل تعارض دارد:

خداوند در آیه ۴۱ سوره مائده می‌فرماید:

یَأَیُّهَا الرَّسُولُ لَا یَحْزُنکَ الَّذِینَ یُسَرِعُونَ فىِ الْکُفْرِ مِنَ الَّذِینَ قَالُواْ ءَامَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ.[۴]

اى فرستاده (خدا)! آنها که در مسیر کفر شتاب می‏کنند و با زبان می‏گویند: «ایمان آوردیم» و قلب آنها ایمان نیاورده، تو را اندوهگین نسازند!

این آیه صراحتاً دلالت بر این مطلب دارد که بعضی از صحابه ایمان قلبی هم نداشتند چه برسد به عدالت!

پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) در روایتی نیز این‌طور بیان می‌فرمایند:

لَقَدْ أُوذِیتُ فِی اللَّهِ، وَمَا یُؤْذَى أَحَد.[۵]

قطعاً اذیت شدم در راه خداوند، به صورتی که هیچ‌کس در این راه این‌طور اذیت نشده بود.

این روایت بر این دلالت دارد که امت اسلام بدترین امت‌ها هستند!

اهل تسنن این روایت را مربوط به زمان قبل از اسلام و در راه دعوت به اسلام می‌دانند درحالی‌که آیه شریفه برای مسلمانان است!

در روایت دیگری نیز از پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) می‌خوانیم:

إِنَّهَا فَاطِمَهُ بِضْعَهٌ مِنِّی، یُؤْذِینِی مَا آذَاهَا.[۶]

همانا فاطمه (سلام‌الله علیها) پاره تن من است؛ هرکس که او را آزار دهد، مرا آزار داده است.

سؤال بنده از اهل تسنن این است که چه کسی خانه حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) را آتش زند؟ چه کسی فرزند ایشان را به شهادت رساند؟ چه کسی ایشان را به شهادت رساند؟ آیا قاتل حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) جزو صحابه و خلیفه شما نبود؟ پس چطور قائل به عدالت او هستید که دقیقاً مخالف روایت پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) که در کتب خودتان نقل شده است، عمل نموده است؟

سادساً: کسانی که می‌گویند محض دیدن پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) معیار صحابه شدن است (همان‌طور که در پست قبل بیان شد)، آیا به عدالت مشرکین نیز معتقدند؟ مشرکین نیز پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) را دیده بودند.

سابعاً: این آیه سبب و علت خیر را نیز در ادامه بیان می‌کند و علت خیریت را امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر می‌داند و آیا تمامی صحابه آمر به معروف بوده‌اند؟

فخر رازی نیز در این باره این‌چنین می‌نویسد:

و اعلم أنّ هذا الکلام مستأنف و المقصود منه بیان عله تلک الخیریه.[۷]

نتیجه و کلام آخر

بنابراین این‌چنین نتیجه می‌گیریم:

اولاً: این آیه برای افراد خاص است نه تمامی صحابه،

ثانیاً: این آیه دلالت بر مدعی (عدالت صحابه) نمی‌کند.

امیدوارم که این پست نیز مفید بوده باشد و دلائل فوق قانع‌کننده باشد.

در پست بعدی به دلیل دوم خواهم پرداخت و در انتهای همین صفحه پاسخگویی سؤالات شما هستم.

موفق و پیروز باشید.


[۱] سوره آل عمران، آیه۱۱۰

[۲] ‏محمد بن جریر طبری، آیات الصفات و منهج إبن جریر الطبری فی تفسیر معانیها مقارنا بآراء غیره من العلماء، حسام بن حسن صرصور، ج ۴، ص ۲۹.

[۳] ‏علی بن احمد واحدی، أسباب نزول القرآن، کمال بسیونی زغلول، ص ۱۲۱.

[۴] قرآن کریم، سوره مائده، آیه۴۱

[۵] ‏احمد بن محمد ابن حنبل، مسند الإمام أحمد بن حنبل، هیثم عبدالغفور و دیگران، ج ۱۹، ص ۲۴۵؛ ‫محمد بن یزید ابن ماجه، ‏سنن الحافظ أبی عبد الله محمد بن یزید القزوینی، إبن ماجه، بشار عواد معروف، ج ۱، ص ۱۵۹؛ ‫محمد بن عیسی ترمذی، ‏الجامع الصحیح و هو سنن الترمذی، احمد محمد شاکر، ج ۴، ص ۳۶۳.

[۶] ‏ابن حنبل، مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج ۲۶، ۴۶؛ ‫بخاری، ‏صحیح البخاری، ۱۴۱۰، ج ۶، ۱۴۱ مع التفاوت؛ ‫مسلم بن حجاج، ‏صحیح مسلم، ج ۴، ۱۹۰۳؛ ‫ترمذی، ‏الجامع الصحیح و هو سنن الترمذی، ج ۵، ۵۱۱؛ ‫احمد بن علی نسائی، السنن الکبری، سید کسروی حسن و دیگران، ج ۵، ص ۹۷.

[۷] ‏حسینی میلانی، جواهر الکلام فی معرفه الإمامه و الإمام، ج ۱۳، ۷۴ و ۷۵.

لینک کوتاه

smahdi.info/25364

ابوطالب خانی
ابوطالب خانی

شیعه ویترین و نماد اهل بیت (علیهم السلام) است، پس سعی کنیم نماد خوبی برای امام زمانمان باشیم.

درباره

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آخرین مقالات