سامانه پاسخگوئی به شبهات راه اندازی شد!

دلیل دوم عدالت صحابه: کذلک جعلناکم امه وسطا

بررسی عدالت صحابه
آنچه در این مقاله می خوانید:

سلام دوباره به سربازان حجه ابن الحسن(عجل الله تعالی فرجه)؛

در پست قبل به دلیل قرآنی اول عدالت صحابه یعنی آیه کنتم خیر امه اخرجت للناس، پرداختم، در این پست قصد دارم به دومین دلیل نظریه عدالت صحابه، یعنی آیه ۱۴۳ سوره بقره: وَ کَذَالِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّهً وَسَطًا بپردازم.

آیه شریفه: وَ کَذَالِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّهً وَسَطًا لِّتَکُونُواْ شُهَدَاءَ عَلىَ النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیدًا وَ مَا جَعَلْنَا الْقِبْلَهَ الَّتىِ کُنتَ عَلَیهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن یَنقَلِبُ عَلىَ‏ عَقِبَیْهِ وَ إِن کاَنَتْ لَکَبِیرَهً إِلَّا عَلىَ الَّذِینَ هَدَى اللَّهُ وَ مَا کاَنَ اللَّهُ لِیُضِیعَ إِیمَانَکُمْ  إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَّحِیمٌ[۱]

همان‏گونه شما را نیز، امت میانه‏اى قرار دادیم (در حد اعتدال، میان افراط و تفریط؛) تا بر مردم گواه باشید؛ و پیامبر هم بر شما گواه است. و ما، آن قبله‏اى را که قبلا بر آن بودى، تنها براى این قرار دادیم که افرادى که از پیامبر پیروى مى‏کنند، از آنها که به جاهلیت بازمى‏گردند، مشخص شوند. و مسلماً این حکم، جز بر کسانى که خداوند آنها را هدایت کرده، دشوار بود. (این را نیز بدانید که نمازهاى شما در برابر قبله سابق، صحیح بوده است؛) و خدا هرگز ایمان [نماز] شما را ضایع نمى‏گرداند؛ زیرا خداوند، نسبت به مردم، رحیم و مهربان است‏.

اما برای بررسی این دلیل ابتدا به بررسی چند لغتی که در آیه آمده و در مدعی مؤثر است می پردازم.

امت به چه معناست؟

امت به معنای گروه و یا گروهی است که به پیامبر(صلی الله علیه و آله) نسبت دارند.

خلیل در کتاب العین در این باره اینچنین می نویسد:

و کل جیل من الناس هم أمه على حده.[۲]

هر گروهی از مردم، امتی هستند در حد خودشان.

و در جای دیگر نیز می نویسد:

و کل قوم نسبوا إلى نبی و أضیفوا إلیه فهم أمه.[۳]

هر قومی که نسبت به پیامبر(صلی الله علیه و آله) داشته باشند پس آنها امت هستند.

اما وسط به چه معناست؟

وسط در لغت دارای معانی مختلفی است که به معنای آن و تطبیق آن بر آیه می پردازم:

۱- بین دوچیز

خلیل در این باره اینطور می نویسد:

فإذا نصبت السین صار اسما لما بین طرفی کل شی‏ء.[۴]

پس هنگامی که سین را فتحه دادی(یعنی وسَط استعمال کردی) برای چیزی است که بین دو چیز است.

راغب نیز در کتاب مفردات خود در ذیل این لغت اینطور می نویسد:

و الوسط تاره یقال فیما طرفان مذمومان کالجود الذی هو بین البخل و السرف، فیستعمل استعمال القصد المصون عن الإفراط و التفریط، فیمدح به، نحو السواء و العدل و النصفه، نحو: وَ کَذَالِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّهً وَسَطًا.[۵]

وسط گاهی مابین دو چیز مذموم و بد استعمال می شود، مانند بخشش که مابین(دو چیز بد یعنی) بخل و اسراف است و بنابراین استعمال می شود به معنای میانه روی که دور از افراط و تفریط است و با آن مدح می شود، مانند سواء، عدل، نصفه، و مانند(آیات قرآن): وکذلک جعلناکم امه وسطا

اما اگر وسط را بدین معنا بگیریم، بحث اینجاست که امت پیامبر(صلی الله علیه و آله) مابین چه چیزی هستند؟ نظام الدین اعرج به این سؤال پاسخ داده و در تفسیر غرائب القرآن و رغائب الفرقان می نویسد:

المراد بالوسط هاهنا أنهم متوسطون فی الدین بین المفرط و المفرّط و الغالی و المقصر فی شأن الأنبیاء لا کالنصارى حیث جعلوا النبی صلى اللّه علیه و سلم ابنا و إلها، و لا کالیهود حیث قتلوا الأنبیاء و بدلوا الکتب‏.[۶]

مراد از وسط در اینجا این است که آنها در دین وسط هستند و بین مفرط و غالی و مقصر در جایگاه انبیا هستند، نه مثل مسیحیان که پیامبرشان را فرزند و خدا دانستند و نه مثل یهود که پیامبرانشان را کشتند و کتب الهی را تحریف کردند.

توضیح کلام نظام الدین چنین است که امت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نه بسیار غالی و افراط کننده(همانند مسیحیان که عیسی را خدا می دانستند) هستند، و نه بسیار مفرط(همانند یهود که پیامبرشان را می کشتند) هستند، بلکه میانه رو و مابین این دو اند.

۲- عدالت

معنای دومی که برای کلمه وسط بیان کرده اند، عدالت است که در واقع به همان معنای اول باز می گردد.

طبری در جامع البیان و سیوطی در الدر المنثور(با کمی اختلاف در لفظ) اینچنین می گویند:

قوله: وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّهً وَسَطاً. و الوسط: العدل‏.[۷] [۸]

کلام خداوند که می گوید: و کذالک جعلناهم امه وسطا، وسط به معنای عدل است.

۳- زیادی فضیلت

یکی دیگر از معانی که برای وسط در این آیه ذکر کرده اند، زیادی فضل و فضیلت است.

صدر الدین شیرازی در کتاب مفاتیح الغیب می گوید:

القول الثالث: أن الرجل إذا قال: فلان أوسطنا نسباً فالمعنى أنه أکثر فضلا[۹]

قول سوم(در معنای وسط) این است که هنگامی که فردی می گوید فلانی وسط ماست یعنی او دارای فضل و فضیلت بیشتری است.

شهادت به چه معناست؟

شهادت به معنای کلامی است که دارای شرایط و خصوصیات لازمه باشد.

راغب در کتاب مفردات، در این باره می گوید:

الشَّهَادَهُ: قول صادر عن علم حصل بمشاهده بصیره أو بصر.[۱۰]

شهادت کلامی است که از روی علمی که به واسطه مشاهده قلبی یا حسی به دست آمده باشد، باشد.

استدلال

اینجاست که اهل تسنن با در نظر گرفتن معانی فوق صحابه را بنابر این آیه عادل می شمارند و به قول و فعل ایشان اعتماد می کنند.

بررسی

برای بررسی این آیه، به تک تک معانی که برای وسط ذکر شد می پردازیم.

معنای اول: وسط به معنای مابین دو چیز: همانطور که در پست قبل بیان شد، عام دو گونه است، استغراقی و مجموعی[۱۱](در پاورقی ۱۱ توضیح داده شد)، در اینجا عام استغراقی نمی توان گرفت چرا که در پست قبل نیز به آیه و روایاتی که دال بر آزار واذیت مسلمانان بر پیامبر(صلی الله علیه و آله) بود پرداختیم و این نصوص با در نظر گرفتن عام استغراقی منافات دارد و دال بر نفی ایمان صحابه است، چه برسد به عدالت. اما عام مجموعی نیز اگر صحیح باشد، مدعی اهل تسنن را ثابت نمی کند، چرا که عام مجموعی صفت را برای تک تک افراد اثبات نمی نمود و ممکن بود فردی در عام باشد که دارای صفت مذکور نباشد و به اصطلاح دلیل اخص از مدعاست.

معنای دوم: وسط به معنای عدالت: این نیز همانطور که در معنای پیشین بیان شد با عام استغراقی منافات دارد و عام مجوعی نیز مدعی را ثابت نمی کند.

معنای سوم: وسط به معنای زیادی فضیلت: این معنا نیز به همان دلیل که در معانی پیشین بیان شد دلالت بر مدعی ندارد و بر فرض دلالت بر تمامی صحابه، زیادی فضیلت، دلالت بر عدالت ندارد.

پس منظور از امت در این آیه کیست؟

اشکال اینجاست که امت پیامبر(صلی الله علیه و آله) تمام اعمال مردم را ندیده اند تا بخواهند بر آن شهادت دهند! پس منظور از شاهد در این آیه چیست؟

پاسخ اینجاست منظور از امت در اینجا اهل بیت(علیهم السلام) هستند. همانطور که حسکانی که خود از علمای اهل تسنن است چنین می گوید:

أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ الصُّوفِیُّ قَالَ: أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْحَافِظُ قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ الْعَزِیزِ بْنُ یَحْیَى بْنِ أَحْمَدَ، قَالَ: حَدَّثَنِی أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَیْرٍ قَالَ: حَدَّثَنِی بِشْرُ بْنُ الْمُفَضَّلِ قَالَ: حَدَّثَنَا عِیسَى بْنُ یُوسُفَ، عَنْ أَبِی الْحَسَنِ عَلِیِّ بْنِ یَحْیَى، عَنْ أَبَانِ بْنِ أَبِی عَیَّاشٍ: عَنْ سُلَیْمِ بْنِ قَیْسٍ عَنْ عَلِیٍّ ع قَالَ: إِنَّ اللَّهَ إِیَّانَا عَنَى بِقَوْلِهِ تَعَالَى: لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ فَرَسُولُ اللَّهِ شَاهِدٌ عَلَیْنَا، وَ نَحْنُ شُهَدَاءُ اللَّهِ عَلَى النَّاسِ [عَلَى خَلْقِهِ‏] وَ حُجَّتُهُ فِی أَرْضِهِ، وَ نَحْنُ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ جَلَّ اسْمُهُ [فِیهِمْ‏] وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّهً وَسَطاً.[۱۲]

از سلسله سند مذکور از سلیم ابن قیس هلالی از امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) که فرمود: همانا خداوند از ما تعبیر کرده است که فرمود: لتکونو شهداء علی الناس، پس پیامبر(صلی الله علیه و آله) شاهد بر ماست و ما شاهد بر (اعمال) مردم و حجت (خداوند) در زمینش هستیم و ما کسانی هستیم که خداوند جل اسمه (درباره ما) می فرماید: کذلک جعلناکم امه وسطا.

روایات بسیار دیگری نیز در تفاسیر معتبر در ذیل همین آیه موجود است که دلالت بر شهادت اهل بیت(علیهم السلام) می کند.

بررسی این دلیل نیز به پایان رسید و یافتیم که این دلیل نیز بر مدعی اهل تسنن دلالت ندارد.

در پست بعدی به آیه یَأَیُهَّا النَّبِىُّ حَسْبُکَ اللَّهُ وَ مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِین که یکی دیگر از ادله قرآنی اهل تسنن بر عدالت صحابه می باشد، می پردازیم.

امیدوارم که این پست مفید واقع شده باشد. در انتهای همین صفحه منتظر نظرات و سؤالات شما هستم.

موفق و پیروز باشید.


[۱] سوره البقره، آیه۱۴۳

[۲] ‏خلیل بن احمد، العین، مؤسسه آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث و دیگران، ج ۸، ص ۴۲۸.

[۳] ‏همان، ج ۸، ۴۲۸.

[۴] ‏همان، ج ۷، ۲۷۹.

[۵] ‏حسینی میلانی، جواهر الکلام فی معرفه الإمامه و الإمام، ج ۱۳، ۸۱ و ۸۲، به نقل از نقل من مفردات غریب القرآن.

[۶] ‏حسن بن محمد نظام الاعرج، تفسیر غرائب القرآن و رغائب الفرقان، حسن بن محمد نظام الاعرج و زکریا عمیرات، ج ۱، ص ۴۲۱.

[۷] ‏محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۲، ص ۷.

[۸] ‏عبدالرحمن بن ابی‌‌بکر سیوطی، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، عبدالله بن عباس ابن‌عباس، ج ۱، ص ۱۴۴.

[۹] ‏محمد بن ابراهیم صدرالدین شیرازی و محمد بن ابراهیم صدر الدین شیرازی، مفاتیح الغیب، محمد خواجوی و علی بن جمشید نوری، ج ۴، ص ۸۴.

[۱۰] ‏راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، ۴۶۵.

[۱۱] توضیح آنکه هنگامی که مثلا صفتی را به عام استغراقی نسبت می دهیم، یعنی این صفت برای تک تک افراد می باشد، اما اگر صفتی را به عام مجموعه نسبت دهیم، یعنی ممکن است افرادی از این عام، دارای این صفت نباشد، اما من حیث المجموع و به اصطلاح میانگین و اکثریت، دارای این وصف هستند.

[۱۲] ‏عبیدالله بن عبدالله حسکانی، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل فی الآیات النازله فی أهل البیت صلوات الله و سلامه علیهم، محمدباقر محمودی، ج ۱، ص ۱۱۹.

لینک کوتاه

smahdi.info/25366

ابوطالب خانی
ابوطالب خانی

شیعه ویترین و نماد اهل بیت (علیهم السلام) است، پس سعی کنیم نماد خوبی برای امام زمانمان باشیم.

درباره

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آخرین مقالات