سامانه پاسخگوئی به شبهات راه اندازی شد!

چرا امیرالمؤمنین از همسرش دفاع نکرد؟؟

چرا امام علی از همسرش دفاع نکرد
آنچه در این مقاله می خوانید:

سلام،

یکی از شبهاتی که وهابیت و اهل تسنن بر فاطمیه و تشیع وارد می کنند و قصد دارند این واقعه بسیار ظالمانه و همچنین تاریخی که سند حقانیت شیعه و بطلان اهل تسنن و وهابیت است را زیر سؤال ببرند، عدم دفاع امیرالمؤمنین(علیه السلام) از همسر خویش یعنی حضرت زهرا(سلام الله علیها) است.

طرح شبهه

اگر حقیقتا امیرالمؤمنین(علیه السلام) درب قلعه خیبر را با یک انگشت از جای درآورده و اسدالغالب است و شجاعت بسیار داشته، پس چرا از حضرت زهرا(سلام الله علیها) دفاع نکرده و در جریان حمله به ایشان سکوت کردند؟؟

پاسخ به شبهه

برای پاسخ به این شبهه با چند نکته می پردازیم:

۱- آیا امیرالمؤمنین از حضرت زهرا(سلام الله علیها) دفاع نکرد؟؟

شبهه کننده در این شبهه فرض را بر این می گذارد که امیرالمؤمنین(علیه السلام) از همسرش دفاع نکرده است در حالی که باید بررسی شود که آیا چنین فرضی در اصل صحیح است و اصلا چنین شبهه ای وجود دارد.

سلیم ابن قیس هلالی در کتاب خویش این ماجرا را نقل کرده و اینطور می نویسد:

ثُمَّ أَمَرَ أُنَاساً حَوْلَهُ أَنْ یَحْمِلُوا الْحَطَبَ فَحَمَلُوا الْحَطَبَ وَ حَمَلَ مَعَهُمْ عُمَرُ فَجَعَلُوهُ حَوْلَ مَنْزِلِ عَلِیِّ وَ فَاطِمَهَ وَ ابْنَیْهِمَا علیهم السلام ثُمَّ نَادَى عُمَرُ حَتَّى أَسْمَعَ عَلِیّاً وَ فَاطِمَهَ علیهم السلام وَ اللَّهِ لَتَخْرُجَنَّ یَا عَلِیُّ وَ لَتُبَایِعَنَّ خَلِیفَهَ رَسُولِ اللَّهِ وَ إِلَّا أَضْرَمْتُ عَلَیْکَ [بَیْتَکَ النَّارَ] فَقَالَتْ فَاطِمَهُ سلام الله علیها یَا عُمَرُ مَا لَنَا وَ لَکَ فَقَالَ افْتَحِی الْبَابَ وَ إِلَّا أَحْرَقْنَا عَلَیْکُمْ بَیْتَکُمْ فَقَالَتْ یَا عُمَرُ أَ مَا تَتَّقِی اللَّهَ تَدْخُلُ عَلَى بَیْتِی فَأَبَى أَنْ یَنْصَرِفَ وَ دَعَا عُمَرُ بِالنَّارِ فَأَضْرَمَهَا فِی الْبَابِ ثُمَّ دَفَعَهُ فَدَخَلَ فَاسْتَقْبَلَتْهُ فَاطِمَهُ سلام الله علیها وَ صَاحَتْ یَا أَبَتَاهْ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَرَفَعَ عُمَرُ السَّیْفَ وَ هُوَ فِی غِمْدِهِ فَوَجَأَ بِهِ جَنْبَهَا فَصَرَخَتْ یَا أَبَتَاهْ فَرَفَعَ السَّوْطَ فَضَرَبَ بِهِ ذِرَاعَهَا فَنَادَتْ یَا رَسُولَ اللَّهِ لَبِئْسَ مَا خَلَّفَکَ أَبُو بَکْرٍ وَ عُمَر فَوَثَبَ عَلِیٌّ علیه السلام فَأَخَذَ بِتَلَابِیبِهِ ثُمَّ نَتَرَهُ فَصَرَعَهُ وَ وَجَأَ أَنْفَهُ وَ رَقَبَتَهُ وَ هَمَّ بِقَتْلِهِ فَذَکَرَ قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ مَا أَوْصَاهُ بِهِ فَقَالَ وَ الَّذِی کَرَّمَ مُحَمَّداً بِالنُّبُوَّهِ یَا ابْنَ صُهَاکَ لَوْ لا کِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ وَ عَهْدٌ عَهِدَهُ إِلَیَّ رَسُولُ اللَّهِ‏ صلی الله علیه و آله لَعَلِمْتَ أَنَّکَ لَا تَدْخُلُ بَیْتِی‏.[۱]

سپس عمر به مردمى که اطرافش بودند دستور داد تا هیزم بیاورند. آنان همراه عمر هیزم برداشتند و آنها را اطراف خانه على و فاطمه و فرزندانشان علیهم السّلام قرار دادند. سپس عمر ندا کرد بطورى که على و فاطمه علیهما السّلام بشنوند و گفت:

بخدا قسم اى على باید خارج شوى و با خلیفه پیامبر بیعت کنى و گر نه خانه را با خودتان به آتش مى‏کشم! حضرت زهرا علیها السّلام فرمود: اى عمر، ما را با تو چه کار است؟ جواب داد: در را باز کن و گر نه خانه‏تان را به آتش مى‏کشیم!(استغفر الله) حضرت زهرا(سلام الله علیها فرمود: اى عمر، از خدا نمى‏ترسى که به خانه من وارد مى‏شوى؟!

ولى عمر ابا کرد از اینکه برگردد. عمر آتش طلبید و آن را بر در خانه شعله‏ور ساخت و سپس در را فشار داد و باز کرد و داخل شد!

(گویا عمر خلیفه مسلمین قرآن نخوانده بود که قرآن می فرماید: لا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلاَّ أَنْ یُؤْذَنَ لَکُمْ[۲]: داخل بر خانه های پیامبر نشوید مگر آنکه به شما اجازه دهد. و گویا فراموش کرده است فاطمه تنها دختر پیامبر(صلی الله علیه و آله) است.)

حضرت زهرا علیها السّلام در مقابل او در آمد و فریاد زد: یا ابتاه، یا رسول اللَّه! عمر شمشیر را در حالى که در غلافش بود بلند کرد و به پهلوى حضرت زد. آن حضرت ناله کرد: یا ابتاه! عمر تازیانه را بلند کرد و به بازوى حضرت زد. آن حضرت صدا زد: یا رسول اللَّه، ابو بکر و عمر با بازماندگانت چه بد رفتارى کردند!

(گویا در اینجا نیز عمر فراموش کرده بود که پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: فَاطِمَهُ بَضْعَهٌ مِنِّی، فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِی‏[۳]: فاطمه پاره تن من است، هرکس او را ناراحت و مغضوب کند مرا ناراحت و مغضوب کرده است.)

على علیه السّلام ناگهان از جا برخاست و گریبان عمر را گرفت و او را به شدت کشید و بر زمین زد و بر بینى و گردنش کوبید و خواست او را بکشد. ولى سخن پیامبر صلى اللَّه علیه و آله و وصیتى را که به او کرده بود بیاد آورد و فرمود: اى پسر صُهاک، قسم به آنکه محمّد را به پیامبرى مبعوث نمود، اگر نبود مقدّرى که از طرف خداوند گذشته و عهدى که پیامبر با من نموده است مى‏دانستى که تو نمى‏توانى به خانه من داخل شوى.

(صهاک مادر عمر است)

بنابراین پس اصل این شبهه که به قصد تضعیف شجاعت و غیرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) وارد می شود غلط و اشتباه است و امیرالمؤمنین دفاع کردند  قدرت خویش را نشان دادند اما به مصالحی از اینکار صرف نظر کردند.

اما شبهه کننده ممکن است در اینجا بگوید که این تاریخ ها در میان شما شیعیان است و ما اهل تسنن بر آن اعتقادی نداریم! در اینجا تاریخ این واقعه را در کتب خودشان ذکر می کنیم.

آلوسی که یکی از علمای بزرگ اهل تسنن است در این باره می نویسد:

لما یجب على غضب عمر و أضرم النار بباب علی و أحرقه و دخل فاستقبلته فاطمه و صاحت یا أبتاه و یا رسول اللّه فرفع عمر السیف و هو فی غمده فوجأ به جنبها المبارک و رفع السوط فضرب به ضرعها فاصحت یا أبتاه فأخذ علی بتلابیب عمر و هزه و وجأ أنفه و رقبته، و فیه أیضا أن عمر قال لعلی: بایع أبا بکر رضی اللّه تعالى عنه قال: إن لم أفعل ذلک؟ قال: إذا و اللّه تعالى لأضربن عنقک قال: کذبت و اللّه یا ابن صهاک لا تقدر على ذلک أنت ألام و أضعف من ذلک.[۴]

عمر عصبانی شد و درب خانه علی(علیه السلام) را به آتش کشید و داخل خانه شد.

فاطمه(سلام‌الله‌علیها) به طرف عمر آمد و فریاد زد: یا ابتاه، یا رسول الله! عمر شمشیرش را که در غلاف بود بلند کرد و به پهلوی مبارک فاطمه زد و تازیانه را بلند کرد و بر بازوی فاطمه زد، سپس فاطمه فریاد زد: یا ابتاه. علی(علیه‌السّلام) ناگهان از جا برخاست و گریبان عمر را گرفت و او را به شدت کشید و بر زمین زد و بر بینی و گردنش کوبید.

عمر به امیرالمؤمنین گفت: با ابابکر بیعت کن. امیرالمؤمنین فرمود: اگر چنین نکنم(چه خواهی کرد)؟ عمر گفت: به خدا قسم بر گردنت خواهم زد! امیرالمؤمنین فرمود: به خدا قسم دروغ می گویی ای پسر صهاک تو قدرتی بر این کار نداری و ضعیف تر از این هستی.

اهل تسنن و وهابیت با انجام اینکار شرم آور توسط خلفایشان حق سخن گفتن ندارند چه بخواهند در شجاعت و عدم دخالت امیرالمؤمنین(علیه السلام) شبهه کنند! بر فرض که امیرالمؤمنین(علیه السلام) اصلا وجود خارجی نمی داشت و یا اصلا عمدا دفاعی نکرده بود، آیا خلفای شما حق چنین کاری و جسارتی را داشتند در حالی که روایت فاطمه بضعه منی رو این جریان، هر دو در کتب خودتان موجود است.

بنابراین مشخص شد که اصل این شبهه باطل است چرا که امیرالمؤمنین(علیه السلام) در این جریان دفاع کردند.

۲- پس چرا امیرالمؤمنین(علیه السلام) به این کار ادامه ندادند؟

اما اینکه چرا امیرالمؤمنین(علیه السلام) به این کار ادامه نداد و سکوت کرد، در کلام خود ایشان مشخص است چراکه خود ایشان سکوتشان را به دلیل توصیه پیامبر(صلی الله علیه و آله) می داند.

سید رضی(رحمه الله علیه) در کتاب خصائص الأئمه(علیهم السلام) می نویسد:

عَنْ أَبِی الْحَسَنِ علیه السلام قَال‏ سَأَلْتُ أَبِی فَقُلْتُ لَهُ مَا کَانَ بَعْدَ إِفَاقَتِهِ صلی الله علیه و آله قَالَ دَخَلَ عَلَیْهِ النِّسَاءُ یَبْکِینَ وَ ارْتَفَعَتِ الْأَصْوَاتُ وَ ضَجَّ النَّاسُ بِالْبَابِ الْمُهَاجِرُونَ وَ الْأَنْصَارُ قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام فَبَیْنَا أَنَا کَذَلِکَ إِذْ نُودِیَ أَیْنَ عَلِیٌّ فَأَقْبَلْتُ حَتَّى دَخَلْتُ إِلَیْهِ فَانْکَبَبْتُ عَلَیْهِ …… ثُمَّ قَالَ یَا أَخِی إِنَّ الْقَوْمَ سَیَشْغَلُهُمْ عَنِّی مَا یُرِیدُونَ مِنْ عَرَضِ الدُّنْیَا وَ هُمْ عَلَیْهِ قَادِرُونَ فَلَا یَشْغَلُکَ عَنِّی مَا شَغَلَهُمْ فَإِنَّمَا مَثَلُکَ فِی الْأُمَّهِ مَثَلُ الْکَعْبَهِ نَصَبَهَا اللَّهُ عَلَماً وَ إِنَّمَا تُؤْتَى مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ وَ نَادٍ سَحِیقٍ …….. فَإِذَا قُبِضْتُ وَ فَرَغْتَ مِنْ جَمِیعِ مَا وَصَّیْتُکَ بِهِ وَ غَیَّبْتَنِی فِی قَبْرِی فَالْزَمْ بَیْتَکَ وَ اجْمَعِ الْقُرْآنَ عَلَى تَأْلِیفِهِ وَ الْفَرَائِضَ وَ الْأَحْکَامَ عَلَى تَنْزِیلِهِ ثُمَّ امْضِ ذَلِکَ عَلَى عَزَائِمِهِ وَ عَلَى مَا أَمَرْتُکَ بِهِ وَ عَلَیْکَ بِالصَّبْرِ عَلَى مَا یَنْزِلُ بِکَ مِنْهُمْ حَتَّى تَقْدَمَ عَلَی‏.[۵]

امام کاظم (علیه‌السّلام) می‌فرماید: از پدرم امام صادق (علیه‌السّلام) پرسیدم: پس از به هوش آمدن رسول خدا (صلی‌ الله ‌علیه ‌و‌ آله‌) چه اتفاق افتاد؟

پدرم فرمود: زنها داخل شدند و صدا به گریه بلند کردند، مهاجرین و انصار جمع شده و اظهار غم و‌ اندوه می‌کردند و ضجه می زدند. سپس علی(علیه السلام) فرمود: سپس هنگامی که پیامبر(صلی الله علیه و آله) ندا داد که علی کجاست؟ مرا صدا زدند، وارد شدم و خودم را روی بدن پیغمبر‌ انداختم، بعد پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود:

……. برادرم، این مردم مرا رها خواهند کرد و به دنیای خودشان مشغول خواهند شد؛ ولی تو را از رسیدگی به من باز ندارد،(آنچه به ذهن حقیر می رسد، منظور پیامبر این است که مردم در سقیفه برای دنیای خویش جمع خواهند شد، اما تو از بدن من غفلت نکنی و به سمت آنان نروی) مَثَل تو در بین این امت مثل کعبه است که خدا آن را نشانه قرار داده است تا از راه‌های دور نزد آن بیایند …….. پس چون از دنیا رفتم و از آنچه به تو وصیت کردم فارغ شدی و بدنم را در قبر گذاشتی، در خانه‌ات بنشین و قرآن را بر اساس واجبات و احکام و ترتیب نزول جمع‌آوری کن، تو را به بردباری در برابر آنچه که از این گروه به تو و فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) خواهد رسید سفارش می‌کنم، صبر کن تا بر من وارد شوی.

۳- اما حال نوبت ماست! چرا عثمان در مقابل تعرض به همسرش سکوت کرد؟

اگر شما حق دارید چنین شبهه ای بکنید در حالی که اصل چنن شبهه ای باطل است و پیامبر(صلی الله علیه و آله) وصیت به اینکار کرده بودند، حال نوبت ماست که وقایع اینچنینی از خودتان را بر علیه شما علم کنیم:

چرا عثمان در جریان تعرض به همسرش سکوت کرد؟؟

هنگام حمله به خانه عثمان که در کتب تاریخی خود اهل تسنن منقول است که به همسر عثمان توهین و تعرض شد اما عثمان هیچ نگفت!

ابن اثیر در کتاب الکامل فی التاریخ می نویسد:

جاء سودان لیضربه، فأکبّت علیه امرأته و اتّقت السیف بیدها، فنفح أصابعها فأطنّ أصابع یدها و ولّت، فغمز أوراکها و قال: إنّها لکبیره العجز! و ضرب عثمان فقتله.[۶]

سودان ابن حمران آمد تا او(عثمان) را بزند، پس همسرش، خودش را روی او انداخت و سودان شمشیر را بر دست گرفت و انگشتان او را قطع کرد، پس دست بر پشت او زد و گفت: این پشت بزرگی است و سپس عثمان ر کتک زد و کشت.

اگر علی متهم به سکوت در مقابل ضرب و شتم همسرش است، پس چرا عثمان متهم به سکوت در مقابل تعرض و تجاوز به همسرش نیست؟؟

این شبهات تماما با قصد و عمد ساخته و پرداخته شده و در ذهن شیعیان انداخته شده است.

امیدوارم که این شبهه نیز پاسخ داده شده باشد. در انتهای همین صفحه منتظر نظرات و سؤالات شما هستم.

یا علی مدد


[۱] کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج‏۲، ص۵۸۵ و ۵۸۶

[۲] قرآن کریم، سوره احزاب، آیه ۵۳

[۳] صحیح البخاری، ج‏۶، ص۱۲۱

[۴] روح المعانی، ج‏۲، ص۱۲۰

[۵] خصائص الأئمه علیهم السلام، ص۷۲ و ۷۳

[۶] الکامل فی التاریخ، ج‏۳، ص۱۷۸

لینک کوتاه

smahdi.info/25383

ابوطالب خانی
ابوطالب خانی

شیعه ویترین و نماد اهل بیت (علیهم السلام) است، پس سعی کنیم نماد خوبی برای امام زمانمان باشیم.

درباره

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آخرین مقالات