اولین بار با 50% تخفیف از ما خرید کن!! کد تخفیف: smahdi313

علم رجال چه تأثیری در شناخت حدیث دارد؟

تأثیر علم رجال بر شناخت حدیث
آنچه در این مقاله می خوانید:

سلام دوباره به تمام دنبال‌کنندگان سایت سرباز مهدی؛

در یکی از مقالات سایت به معرفی علم رجال و ضرورت استفاده از آن پرداختم. اما ممکن است اشکال شود که علم رجال چه تأثیری بر شناخت حدیث دارد؟ چراکه معمولاً به‌صورت اجمالی علم رجال را منحصر در شناخت صحت‌وسقم روایت می‌دانیم.

این مقاله قصد دارم به تأثیرات این علم بپردازم و امیدوارم درصورتی‌که به فواید این علم پی بردیم، اهمیتی بیش‌ازپیش به آن دهیم.

صحت‌وسقم

اولین و مهم‌ترین تأثیر علم رجال، شناخت صحت‌وسقم اصل روایت است و اینکه آیا اصل این روایت، صادره از معصوم است یا خیر.

شاهد اهمیت بسیار و منحصربه‌فرد علم رجال بر شناخت صحت‌وسقم اصل روایات، تعاریف بعضی از کتب رجالی است که ظاهراً علم رجال را منحصر در همین فایده می‌دانسته‌اند! برای نمونه علامه حلی (رحمهالله‌علیه) در کتاب رجال خویش می‌نویسد:

یجب علی کل مجتهد معرفته و علمه، و لا یسوغ له ترکه و جهله، إذ أکثر الأحکام تستفاد من الأخبار النبویه و الروایات عن الأئمه المهدیه علیهم أفضل الصلاه و أکرم التحیات، فلا بد من معرفه الطریق إلیهم، حیث روی مشایخنا رحمهم الله عن الثقه و غیره.[۱]

بر هر مجتهدی لازم است که علم را بشناسد و فرابگیرد، و شایسته نیست که آن را ترک کند و فرا نگیرد، چراکه اکثر احکام، از کلمات پیامبر و روایات امامان هدایت‌کننده (علیهم افضل الصلاه و اکرم التحیات) است، پس چاره‌ای جز شناخت راه و مسیر (رسیدن روایت) به آنها نیست، چراکه بزرگان ما (رحمهم الله) هم از (روایان) ثقه و هم از غیر ثقه روایت کرده‌اند.

با مطالعه کلام علامه حلی مشخص می‌شود که اصل سرمایه‌گذاری و توجه ایشان به علم رجال، از جهت شناخت صحت‌وسقم اصل روایت بوده است.

مرحوم کشی نیز در ابتدای رجال خود، کتابش را با روایاتی دراین‌رابطه شروع می‌کند که بخشی از آن چنین است:

کتب إلیّ ابوالحسن الأول و هو فی السجن، و أما ما ذکرت یا علی ممن تأخذ معالم دینک: لا تأخذن معالم دینک عن غیر شیعتنا فإنک تعدیتهم اخذت دینک عن الخائنین الذین خانوا الله و رسوله و خانوا اماناتهم…[۲]

امام کاظم (علیه‌السلام) درحالی‌که در زندان به سر می‌برد، برای من نامه این نوشت: ای علی! در جواب سؤال تو که از چه کسی علوم دینی را دریافت کنیم: علوم دینت را از غیر از شیعیان ما دریافت نکنید، (چراکه) همانا تو با آنان دشمنی و (اگر علوم دینی را از آنان دریافت کنی) دینت را از خائنینی که به خداوند و به فرستاده‌اش و به امانت‌های او خیانت کرده‌اند، گرفته‌ای …

بنابراین چه در مبنای متأخرین و چه در مبنای متقدمین، علم رجال تأثیر بسیار والایی در شناخت صحت‌وسقم اصل روایت دارد.

اما نظر متقدمین و متأخرین چیست؟

ممکن است در اینجا برای شما سؤال شود که مبنای متقدمین و متأخرین چیست. در شناخت صحت‌وسقم و وثاقت حدیث دو مبنای متقدمین و متأخرین وجود دارد.

بعضی می‌گویند که ملاک تشخیص روایت صحیح، تنها علم رجال نیست و بلکه باید از هر راهی که می‌توان، به این یقین پیدا کرد که این روایت از امام صادر شده است، حال یکی از ملاک‌های تشخیص صدور از امام راوی و رجال حدیث است و ممکن است ملاک‌ها و قراین دیگری همچون عمل صحابه و… نیز به قطع به صدور از امام کمک کند. اصطلاحاً به این قول، نظر متقدمین گفته می‌شود.

اما بعضی دیگر بر این اعتقادند که شناخت وثاقت حدیث تنها با علم رجال امکان‌پذیر است و هیچ قرینه دیگری همچون عمل صحابه و… در این راه مؤثر نمی‌باشد. به این نظر اصطلاحاً نظر متأخرین گفته می­شود.

اما ادامه…

برای نمونه به بررسی یک روایت توسط علم رجال می‌پردازیم:

عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله:

إِذَا بَلَغَکُمْ عَنْ رَجُلٍ حُسْنُ حَالٍ فَانْظُرُوا فِی حُسْنِ عَقْلِهِ فَإِنَّمَا یُجَازَى بِعَقْلِهِ.[۳]

اولین نفری در سلسله سند این روایت، مرحوم کلینی (رحمهالله‌علیه) است که باید بررسی گردد. مرحوم نجاشی و علامه حلی درباره ایشان می‌فرماید:

کان أوثق الناس فی الحدیث‏.[۴] [۵]

(محمد ابن یعقوب ابن اسحاق ابوجعفر کلینی) موثق‌ترین مردم در حدیث است.

راوی دوم در این روایت محمد ابن ابراهیم قمی است که استاد کلینی بوده و ثقه است که علامه حلی (رحمهالله‌علیه) درباره ایشان می‌فرماید:

ثقه فی الحدیث ثبت معتمد صحیح المذهب‏.[۶]

(علی ابن ابراهیم ابن هاشم قمی) مورد وثوق در روایات است و ثابت شده است که مورد اعتماد و صحیح الاعتقاد و مذهب (شیعه) است.

آیت‌الله خویی (رحمهالله‌علیه) نیز به همین صورت در معجم رجالی خویش از قول نجاشی درباره ایشان می‌نویسد:

علی بن إبراهیم بن هاشم أبو الحسن القمی، ثقه فی الحدیث، ثبت معتمد صحیح المذهب‏.[۷]

راوی سوم، پدر علی ابن ابراهیم، یعنی ابراهیم ابن هاشم قمی است که استاد علی ابن ابراهیم است. آیت‌الله خویی درباره ایشان، پس از ذکر مقدماتی، می‌فرماید:

لا ینبغی الشک فی وثاقه إبراهیم بن هاشم‏.[۸]

شایسته نیست که در اعتماد به ابراهیم ابن هاشم، شک و تردیدی داشته باشیم.

و سپس به دلایل این سخن می‌پردازد.

همچنین از علامه حلی نقل می‌کند که فرمودند:

و الأرجح قبول روایته‏.[۹]

بهتر است که روایات (ابراهیم ابن هاشم) قبول شود.

چهارمین فرد در سلسله سند این روایت، نوفلی است که استاد ابراهیم ابن هاشم است. نوفلی لقب حسین ابن یزید ابن محمد است که با تتبع در کتب رجالی مختلفی درباره وی، به این نتیجه می‌رسیم که برای ایشان نه تأییدی وارد شده و نه رد بر وثاقت و کتب رجالی مختلف درباره ایشان سکوت کرده‌اند.

راوی پنجم این روایت، اسماعیل ابن ابی زیاد سکونی است که استاد نوفلی است. ایشان نیز همانند نوفلی، در کتب رجالی، تأیید و رد نشده و شخصیت مجهولی است و کتب روایی درباره ایشان سکوت کرده‌اند.

نتیجه‌گیری این بررسی این‌چنین می‌شود که از پنج راوی، روایت، سه راوی اول آن، ثقه، و دو راوی دیگر یعنی نوفلی و سکونی مجهول‌الحال‌اند. بنابراین این روایت از نظر سندی، مهمل و مجهول است چراکه علمای رجالی نسبت به دو راوی آن سکوت کرده و نه توثیق و نه تضعیف کرده‌اند. البته قبول و عمل، و یا رد این روایت، تابع مبنای رجالی است که آیا مطلق روایات مجهول رد می‌گردد یا خیر.

تحریف

دومین تأثیر علم رجال بر شناخت و بررسی روایت، شناخت تحریف‌های ایجاد شده در روایت است.

برای نمونه به بررسی روایت روایتی که مرحوم کلینی (علیه الرحمه) در کتاب شریف کافی نقل می‌نماید، می‌پردازیم:

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِی الْبَخْتَرِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام قَالَ:

إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَهُ الْأَنْبِیَاءِ وَ ذَاکَ أَنَّ الْأَنْبِیَاءَ لَمْ یُورِثُوا دِرْهَماً وَ لَا دِینَاراً وَ إِنَّمَا أَوْرَثُوا أَحَادِیثَ مِنْ أَحَادِیثِهِمْ فَمَنْ أَخَذَ بِشَیْ‏ءٍ مِنْهَا فَقَدْ أَخَذَ حَظّاً وَافِراً فَانْظُرُوا عِلْمَکُمْ هَذَا عَمَّنْ تَأْخُذُونَهُ فَإِنَّ فِینَا أَهْلَ الْبَیْتِ فِی کُلِّ خَلَفٍ عُدُولًا یَنْفُونَ عَنْهُ تَحْرِیفَ الْغَالِینَ وَ انْتِحَالَ الْمُبْطِلِینَ وَ تَأْوِیلَ الْجَاهِلِینَ.[۱۰]

دانشمندان وارثان پیامبران‌اند، چراکه پیامبران طلا و نقره به ارث نمی‌گذارند، و تنها احادیثی از احادیثشان به‌جای می‌گذارند، هر کس که از آن احادیث استفاده کند، بهره بسیاری برده است. پس نگاه کنید که این علمتان را از که می‌گیرید، زیرا در خاندان ما اهل‌بیت در هر عصر جانشینان عادلی هستند که تغییر دادن غالیان و وابستگی خرابکاران و تأویل نادانان را از دین برمی‌دارند.

قسمتی از این روایت شبیه به کلام ابوبکر در پاسخ به حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) در هنگام غصب فدک است! [۱۱] اما مابقی روایت با دیگر نصوص سازگاری دارد.

برای بررسی این قسمت به کتب رجالی و بررسی راویان می‌پردازیم و به این نتیجه می‌رسیم که یکی از راویان به نام ابوالبختری (وهب بن وهب)، از مذهب اهل تسنن است!

مرحوم نجاشی (رحمهالله‌علیه) پس از ذکر حدیث مذکور، درباره این حدیث، چنین می‌گوید:

و الطریق محمد بن یحیى عن أحمد بن محمد بن عیسى عن محمد بن خالد عن أبی البختری عنه علیه السّلام و أبو البختری هذا هو وهب بن وهب القرشی المدنی، و کان قاضیا عامی المذهب کذابا، و لو لاه لکان السند صحیحا.[۱۲]

سند حدیث، محمد بن یحیی از احمد بن محمد بن عیسی از محمد بن خالد از ابی البختری از امام صادق (علیه‌السلام) است، و این ابوالبختری همان وهب بن وهب قریشی مدنی است، و او قاضی و سنی و کذاب است! و اگر ابوالبختری نبود، سند روایت صحیح بود.

نجاشی نیز در رجال خود درباره ابوالبختری می‌نویسد:

کان کذابا.[۱۳]

او بسیار دروغ می‌گوید.

ابن غضائری نیز می‌نویسد:

کذّاب، عامی‏.[۱۴]

او بسیار دروغ می‌گوید و سنی است.

و دیگر علمای رجال همانند علامه حلی[۱۵] او را تضعیف کرده‌اند.

بنابراین این روایت تحریف شده و حجیتی ندارد.

طبقات

طبقات نیز یکی از مواردی است که در علم رجال برای رواه مطرح می­گردد و تأثیر بسیار بسیار زیادی از جمله: شناخت صحت‌وسقم روایت، شناخت راوی، شناخت کامل سلسله سند و همچنین تأثیر تاریخی بر شناخت حدیث دارد که مقاله‌ای منحصربه‌فرد در سایت سرباز مهدی با موضوع “طبقات راویان حدیث چیست و چه کاربردی دارد؟ ” منتشر نموده‌ام.

رفع تعارض

چهارمین تأثیر علم رجال بر شناخت احادیث، رفع تعارض میان احادیث است.

هنگامی دو روایت با هم تعارض دارند، در شرایط خاص مرجِّحات مختلفی موجود است که یکی از آن دو را به دیگری ترجیح دهیم و به مرجَّح عمل نماییم.

دراین‌بین یکی از مرجحات، سند روایت، و راوی حدیث است که باید بررسی شود که راوی کدام‌یک از این دو روایت موثق‌تر است.

البته در رابطه این مرجح اختلاف است که آیا مؤثر در رفع تعارض می‌باشد یا خیر و دلیل قائلان، دو روایت مرفوعه زراره و مقبوله عمر بن حنظله است که امام (علیه‌السلام) می‌فرماید:

الْحُکْمُ مَا حَکَمَ بِهِ أَعْدَلُهُمَا وَ أَفْقَهُهُمَا وَ أَصْدَقُهُمَا فِی الْحَدِیثِ وَ أَوْرَعُهُمَا وَ لَا یَلْتَفِتْ إِلَى مَا یَحْکُمُ بِهِ الْآخَر.[۱۶]

حکم کسی صحیح است که عادل‌تر و فقیه‏تر و در نقل حدیث راست‌گوتر و با ورع‏تر است و به‌حکم آن دیگری توجه نشود.

و فارغ از این روایت، حکم عقل نیز همین است که هنگامی‌که دو خیر تعارض داشتند، باید قائل آن را بررسی کرد و راست‌گوتر را انتخاب نمود.

شناخت شخصیت راوی

برای نمونه هنگامی‌که راوی معین احادیث مربوط به موضوع معین (مثلاً توحید) از امام نقل می‌کند، شخصیت راوی مشخص می‌شود و این ناشی از تأثیر روایات منقوله بر راوی است.

امیدوارم که این پست برای شما مفید بوده باشد و شناخت شما بر علم رجال را افزایش داده باشد و کاربرد آن را برای شما روشن نموده باشد.

در انتهای همین صفحه منتظر نظرات و سؤالات شما هستم.

موفق و پیروز باشید.


[۱] ‏رجال العلامه الحلی، ص ۲.

[۲] ‏اختیار معرفه الرجال، ج۱، ص۷ و ۸.

[۳] ‏الکافی، ج۱، ص۱۲.

[۴] ‏رجال النجاشی، ص۳۷۷.

[۵] ‏رجال العلامه الحلی، ۱۴۵.

[۶] ‏رجال العلامه الحلی، ۱۰۰.

[۷] ‏معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواه، ج۱۲، ص۲۱۲.

[۸] ‏معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواه، ج۱، ص۲۹۱.

[۹] ‏معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواه، ج۱، ص۲۹۱.

[۱۰] ‏الکافی، ج۱، ص۳۲.

[۱۱] ‏مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج۱، ص۲۲۵.

[۱۳] ‏رجال النجاشی، ص۴۳۰.

[۱۴] ‏الرجال (ابن غضائری)، ص۱۰۰.

[۱۵] ‏رجال العلامه الحلی، ص۲۶۲.

[۱۶] ‏الکافی، ج ۱،ص ۶۸.

لینک کوتاه

smahdi.info/27264

ابوطالب خانی
ابوطالب خانی

شیعه ویترین و نماد اهل بیت (علیهم السلام) است، پس سعی کنیم نماد خوبی برای امام زمانمان باشیم.

درباره

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آخرین مقالات