اولین بار با 50% تخفیف از ما خرید کن!! کد تخفیف: smahdi313

پاسخ به برخی از شبهات علم رجال حدیث

پاسخ به شبهات علم رجال
آنچه در این مقاله می خوانید:

سلام به تمامی دوستان خودم در پایگاه اینترنتی سرباز مهدی؛

همانطور که در یکی از مقالات سایت بیان شد، علم رجال یکی از مهمترین معیار های شناخت وثاقت و صحت احادیث و روایات است؛ و همچنین تأثیر رجال بر حدیث و اهمیت طبقات نیز در دیگر از مقالات بیان گردید. در اینجا قصد دارم به برخی از شبهات علم رجال که به علم رجال وارد شده پاسخ دهم:

روایات کتب اربعه حجت است و نیازی به رجال نیست:

یکی از شبهات علم رجال که برخی از اخباریون وارد می کنند، این است که تمامی روایات کتب اربعه (کافی، تهذیب، استبصار، من لایحضر الفقیه) صحیح و موثق است و با فرض این امر دیگر نیازی به علم رجال نخواهیم داشت تا بخواهیم وثاقت احادیث را تشخیص دهیم.

در جواب به این شبهه باید گفت که اولا خود مؤلف این کتب چنین ادعایی نکرده اند که تمامی روایاتی که در این کتب نوشته ایم صحیح و موثق است کما اینکه احادیث مرفوعه و یا جعلی در این کتب دیده می شود و بر فرض ادعا هم این صحت برای خود مؤلف حجیت دارد نه ما.

ثانیا تمامی روایاتی که در دسترس ما می باشد و برای استنباط احکام فقهی و دیگر موارد به آن محتاجیم، تنها منحصر در کتب اربعه نیست که با صحیح دانستن آن اصل نیاز به علم رجال رفع گردد، بلکه کتب دسته اول دیگری همچون وسائل الشیعه و… هم از مصادر ما شیعیان است که از کتب اربعه نمی باشد.

عمل مشهور جابر ضعف سند رجالی است:

یکی دیگر از شبهات علم رجال که ممکن است وارد شود این است که صرف عمل علما بر روایتی، نشانه صحیح بودن آن است و گرنه علما اتفاق بر انجام آن نمی کردند، بنابراین نیازی به رجال نداریم و معیار تشخیص صحت حدیث، عمل مشهور است.

این نیز دلیل نیست چرا که اولا شهرت حجیتی ندارد و اگرچه ممکن است قرینه ای بر صحت باشد. و ثانیا بسیاری از روایات هم موجود است که اصلا مورد نظر علما واقع نشده و اصلا شهرت و غیر شهرت برای آن معنا نمی دهد و اینجور روایات را چه باید کرد؟! البته ممکن است شهرت در مواردی قطع آور باشد که باید بررسی کرد ولی موجب رد علم رجال نمی شود.

کتب رجالی شرایط شهادت را ندارند:

مبحث بعدی آن است که قول فرد رجالی از باب شهادت برای ما حجیت دارد و شهادت شرایطی دارد که کتب رجالی این شرایط را دارا نیستند. چراکه یکی از مهمترین شرایطی که علما بر آن اتفاق نظر دارند، اعتماد بر حس است و در این مورد این شرط مهیا نیست و این شبهه از دو جهت ممکن است وارد شود، اول اینکه کسی که راوی را جرح و تعدیل می کند با او هم عصر نمی باشد و بنابراین شرط حس مهیا نیست و دوم اینکه شهادت رجالی برای ما حجیت ندارد چرا که ما آن را حس نمی کنیم و کتابت حسی نیست.

در پاسخ به این وجه اول باید گفت که که شرایط شهادت این نیست که حسی باشد، بلکه ممکن است خود مشهود به حسی نبوده بلکه مبادی و منشئ آن حسی باشد و خود مشهود به غیر حسی باشد؛ مانند شجاعت علم، بخل و… که مثلا با حس کردن اینکه فردی از تاریکی، میت و… نمی ترسد به شجاعت آن پی می بریم و خود شهادت صفت خلقی است و حسی نیست.

در شهادت به وثاقت یا عدالت راوی هم به همین صورت است چرا که با حس کردن مواردی که از مبادی و منشئ های عدالت است، همانند شهرت عدالتش در میان مردم (البته شهرتی که دارای حجیت و قطع آور باشد) می توان به عدالت و وثاقت شخص شهادت داد. و همینطور در شرایطی که مشهود علیه با شاهد هم عصر نباشد نیز، به همین صورت یعنی استفاده از قراین می توان چنین شهادتی را داد.

آیت الله سبحانی نیز در این باره می نویسد:

و لا شکّ أنّ الکشّی و النجاشی و الشیخ، بما أنّهم کانوا یمارسون المحدّثین و العلماء- بطبع الحال- کانوا واقفین على أحوال الرواه و خصوصیّاتهم و مکانتهم من حیث الوثاقه و الضبط، فلأجل تلک القرائن الواصله الیهم من مشایخهم و أکابر عصرهم، إلى أن تنتهی الى عصر الرواه، شهدوا بوثاقه هؤلاء.[۱]

همچنین ایشان برای واضح شدن بیشتر مبحث اینطور بیان می کند که شهادت رجالی بر جرح یا تعدیل رواه از سه طریق است:

۱. استفاده از کتب رجالی که مؤلف آن از طریق حسی رواه را جرح و تعدیل کرده

۲. شنیدن رجالی از بزرگان و ثقات به صورت سلسله وار تا رسیدن به حس

۳. شهرت بسیار و مورد اعتمادی که در بین شیعیان و بزرگان در تمامی عصرها درباره روای وجود دارد که این بهترین راه و روش در تشخیص وثاقت راوی است همانند اثبات وثاقت صاحب حدائق و صاحب جواهر از که از همین طریق است.

و در پاسخ به وجه دوم اینطور پاسخ داده می شود که اولا در شهادت به دست خط و نوشته و… اعتماد می شود و ثانیا شهادت حسی تنها در دعاوی و دادگاه است و در اینچنین موارد همچون اثبات رؤیت ماه و اعلمیت و… شرط نیست. و ثالثا ما در این جا مجبوریم و چاره جز این نداریم که به کتب روایی اطمینان کنیم، و اگر این راه را رها کنم حکم لغو می شود و به اصطلاح انسداد صغیر پیش می آید.

در معنای عدالت و وثاقت اختلاف نظر است:

یکی دیگر از شهات علم رجال که در این باره مطرح می شود اختلاف در معنای عدالت و فسق است بدین صورت که شبهه می کنند که در میان علما درباره معنای عدالت و فسق اختلاف است و معلوم نیست که رجالی نظرش در این رابطه با ما یکسان باشد.

در پاسخ به این شبهه باید گفت که اولا معمولا رجالیون مبنای خودشان از عدالت و یا فسق را در مقدمه و یا کتب دیگرشان و یا در خلال کتاب بیان می کنند و ثانیا اگر هم که رجالی مبنای خودش را در این رابطه بیان ننموده است، باید به قول مشهور در معنای عدالت و فسق در زمان خودش رجوع کرد چرا که رجالی کتاب خویش را برای جامعه عموم نوشته است و اقتضای عقل آن است که با مبنای بنویسد که در بین عموم شهرت دارد و گرنه باید مبنای خودش را بیان می نمود.

جرح و تعدیل رواه مصداق تجسس است:

پنجمین مورد از شبهات علم رجال که وارد می شود اینچنین است که کتب رجال به احوال شخصی راویان می پردازد و بررسی احوالات راویان حدیث تجسس در زندگی ایشان است و اینکار با رعایت حقوق دیگران منافات دارد و مناسب نیست!

در پاسخ به این شبهه باید بیان نمود که اولا که در مواردی همانند مشورت و… اینکار جایز است و ثانیا حفظ نصوص و احکام و معارف الهی مهمتر از رعایت این حقوق است و به اصطلاح مصلحتِ قوی تر از این مفسده موجود است و ثالثا اگر اینکار صحیح و مورد تأیید نبود، قرآن خود به اینکار امر ننموده بود چرا که قرآن می فرماید: إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا[۲]

البته دلیل سوم در اینجا ممکن از رد شود، چرا که ممکن است گفته شود که منظور از تبینوا در آیه قول است نه قائل. یعنی قرآن امر به تحقیق قول و کلام و خبر فاسق نموده است نه خود فاسق. اما در اینجا نیز می گوییم که اولا دو دلیل سابق برای رد این شبهه کافی است و در این مورد هم، فاسق را از چه راهی به جز بررسی احوالات فرد باید شناخت که در صورت فسق تبیین کرده و در صورت عدل تبیین نکنیم؟

امیدوارم که از این مطلب، استفاده و بهره کافی را برده باشید. شما هم در صورتی که شبهه دیگری در رابطه با علم رجال در نظر دارید، در بخش دیدگاه با ما در میان بگذارید.

موفق و سربلند باشید.


[۱] کلیات فی علم الرجال، ص۴۱

[۲] قرآن کریم، سوره حجرات، آیه۶

لینک کوتاه

smahdi.info/27882

ابوطالب خانی
ابوطالب خانی

شیعه ویترین و نماد اهل بیت (علیهم السلام) است، پس سعی کنیم نماد خوبی برای امام زمانمان باشیم.

درباره

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آخرین مقالات